تبليغاتX
پت و مت

پت و مت

یادداشت های دو دانشجوی نادم!

تصمیم خدا بود محبت بکند

درطنز مرا شکل پت و مت بکند

با این همه مدعایِ توخالی ِ طنز

باید که خودش مرا هدایت بکند!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

چشم امید به درگاه خدا در شبهای امتحان

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

"کچل ها خوش شانسن"

 "زشت ها خوش شانسن"

نتیجه: قانون بقای شانس

 یعنی اگه از یه جایی شانس نیاوردی، جای دیگه میاری و از اینم کلی نتیجه می شه گرفت

 

گیج نوشت: به این هم میگن امتحان؟؟خب یهو میگفتی قرآن را تفسیر کرده ونکاتی که برداشت میشود را بنویسید!!

 

هر هر نوشت: میگفتن اگه دستور آشپزی هم واسش بنویسی نمیفهمه!

 

جسد نوشت : کی این امتحانا تمو ممیشه؟؟؟قبل از تموم شدن جون ما یا بعدش؟؟؟

 

شیطون نوشت: اقا این امتحان الی وتجزیه قراره دقیقا کپی سوالای ترم بالاییا باشه؟؟؟

 

پ.ن:  ما اگه شارژ کنیم بهمون جزوه های ویروس وتجزیه رو میدین بالاخره؟؟؟

 

نکته نوشت: لا تجسسوا....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

به به چه شب زيبايي !!!

 

it is exams'night

 

!some students are hiting the dunkey

 

but they choose the wrong way

 

because it is not good to put ourselves under pressure

 

 !we should relax & sleep too much in this night , like us

 

be successful our classmate

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

انواع بسیج

۱-بسیج مستضعفین

 

۲-بسیج  دانش آموزی

 

۳-بسیج  دانشجویی

 

۴- بسیج  اساتید

.

.

.

۵- بسیج عروقی !  (جزوه ی دوم تنفس ص ۲۶!)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

تقدیم به مت!

چند باری مت منو تهدید کرده بود که اگه آپ نکنی آق میکنمت!دیگه نه من نه تو!عکسمو بیار عکستو بگیر وازین حرفها!

خلاصه حتی گذاشتن پست قبل هم راضیش نکرد!باهام قهر کردهوب آپ نمیکنه!حتی خواب مرگمو میبینه دیگه دوستم نداره

حالا هم که شبانه روزی داره درس میخونه وانگار نه انگار یک پتی هم هست... 

تصمیم گرفتم یک عکس بگذارم که یاد دوران خوش طفولیتمون بیافته وکمی دلش نرم بشه

پ.ن:درس نمیخونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

اول مارو انکار میکنن
بعد بهمون میخندن
بعد باهامون میجنگن
بعد ما پیروز میشیم
                                  (گاندی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

مت خواب میبیند

 

بعد نماز صبح خواب بدی دیدم. خواب دیدم چندتا از همکلاسیا  با هم رفتن تشیع جنازه ی آیت الله منتظری ،قم! (نمیدونم چرا من نرفته بودم !!!) یادمه اینجا هم اوضاع اصلا آروم نبود...

بعد واسمون خبر آوردن  که ۲تا شونو کشتن !(البته  دور از جونشون) که یکیشون پت بود اون یکیم فکر کنم غزل دارو ....

اما تو بچه های کلاس فقط من گریه می کردم!!  همش میگفتم  جوون مردمو کشتن !!

همش میگفتم حالا دیگه کی وبلاگشونو آپ کنه ؟!! ( تفکر عمیقو داشته باشین!)

همش میگفتم : پت کاش بیشتر قدرتو می دونستم،منو ببخش اگه اذیتت کردم

باورتون نمیشه وقتی بیدار شدم و دیدم همه چی سر جاشه چقدر خوشحال شدم.

حالا از این دو بزرگوار میخوام اگه تا حالا بدی از بنده دیدن (چه پشت سر،چه جلوی رو) حلال کنن.

آقا

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

؟

 

كدوم مهمتره؟

             قلب يا مغز؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت   توسط pat&mat  | 

رویداد های هفته !

آقا یه سوال : آیا رابطه ی خاصی بین وبگردی و نمره  وجود داره؟؟

 

این اصلو نباید فراموش کنیم ظاهرا : به کار نگویید وبلاگ دارم، به وبلاگ بگویید کار( ودرس!) دارم.

 

۱. بسی خوشحالیم که عالی تموم رفت!

۲. تجزیه.....

۳.شایعه شده  سه شنبه تنفس میپرسه. آره؟؟؟

 

                                                                        

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت   توسط pat&mat  |